مرتضى راوندى

64

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دوّم آن بود كه حضرت پيغمبر ( ص ) . . . جمعى را مقرّر داشتند كه همراه ( اسامة ابن زيد ، كه از بزرگان صحابه بود ) به سفر بروند ، بعضى از آن جمله تخلف كردند و به عرض حضرت رسيد ، مكررا به مبالغه فرمودند « جهزوا جيش اسامة لعن اللّه من تخلّف عنه » معهذا خلفاء ثلاث كه داخل جيش اسامه بودند متابعت نكردند ؛ گوئيم امرى كه حضرت پيغمبر ( ص ) در باب نوشتن وصيّت فرمودند به مقتضى آيهء كريمه وحى است ، و نفى كه عمر كرده ردّ وحى است و ردّ وحى كفر است . . . و كافر ، قابل خلافت حضرت پيغمبر ( ص ) نيست ؛ هرگاه كفر عمر و سلب قابليّت خلافت از او ثابت شد ، بنابر دلايل شما لازم است كه ابو بكر و عثمان نيز خليفه نباشند تا خرق اجماع نشود ؛ چه به مذهب جمهور اهل سنّت هرسه ايشان خليفه‌اند و به مذهب شيعه هيچكدام خليفه نيستند اينكه عمر خليفه نباشد و ابو بكر و عثمان باشند موافق رأى هيچ‌كس از اهل اسلام نيست و نيز تخلّف از جيش اسامه به مقتضى دليل مذكور كفر است ، و متخلّفان ، خلفاى ثلاث‌اند . . . و چون حضرات در صحيفهء شريفه اعتراف نمودند كه فعل حضرت پيغمبر نيز وحى است . . . پس گوئيم اخراج پيغمبر ( ص ) ، مروان را از مدينه بالضّروره « وحى » است و آوردن عثمان ، او را به مدينه و تفويض امر به او و تعظيم او كفرست . . . اما به شرطى كه مناظره به مقدّمات علمى باشد نه شمشير . . . مدح خلفاى ثلاث از حضرت پيغمبر ( ص ) متّفق عليه فريقين نيست ، چه در كتب شيعه ، اثرى از آن ظاهر نيست . آنچه دلالت بر ذم ايشان كند مثل روايتين مزبورتين و غيرهما در كتب فريقين مسطور است . . . ديگر آنكه . . . خلفاى ثلاث به رضوان ملك منّان مشرف شده‌اند ، پس سبّ ايشان كفر باشد ، جواب آنكه مدلول آيه ، عند التّوفيق رضاى حضرت اللّه تعالى است از آن فعل خاص كه بيعت است و كسى منكر ايشان نيست كه بعضى از افعال حسنه مرضيّه از ايشان واقع شده ، سخن در اين است كه بعضى از افعال قبيحه از ايشان بوجود آمده كه مخالف آن عهد بيعت است . . . و غضب خلافت كردند و حضرت فاطمه عليها السّلام را آزرده ساخته . . . حاصل آنكه به واسطهء اين افعال ذميمه و منع وصيّت حضرت پيغمبر ( ص ) و تخلّف جيش اسامه و غيرهما كه به احصاء درنمىآيد مورد مذمت شدند . . . ديگر آنكه حضرت امير ( ع ) با وجود كمال شجاعت در وقت متابعت مردم با خلفاى ثلاث بودند و منع نفرمودند . . . جواب آنكه قبل از آنكه حضرت امير ( ع ) از تجهيز و تكفين حضرت پيغمبر ( ص ) فارغ شود ، خلفاى ثلاث در سقيفهء بنى ساعده ، اكثر اصحاب را جمع كرده براى ابى بكر بيعت گرفتند . . . و آن حضرت بعد از اطلّاع ، براى قلّت اتباع و بيم هلاك اهل حق ، يا باعث ديگر ، مباشر حرب نشدند و اين دلالت بر حقيقت بيعت ايشان نمىكند . . . »